|
شعر نقاشی طراحی خطاطی
|
آگهی دادم اینجا اونجا هر جا
کی؟
دیروز...
امروز...
فردا پس فردا...
اومدن و رفتن نگاه میگردن
ولی سرسری نگاه میگردن
یکی میگفت:این اتاقش پر درد و آه
یکی میگفت:چرا این دیوارش سیاه
یکی میگفت: نه خیلی تنگ و تاره
یکی میگفت: لای آجراش پر درد و آه
بعضیا پسندیدن ولی نخریدن
رو به خدا کردم
گفتم خدایا
خودت تا فردابرام یه مشتری پیدا کن
خودت یکی رو پیدا کن که کلیدش قفل دل ما رو وا کنه
فردا شد
خدا خودش اومد
تو قلبم نشست
درو پشت سرش بست
روی در قلبم نوشتم
تا اون اینجا هست
این دل دیگه فروشی نیست
که هر بار اسمش میاید تمام دلها آرامش میگیرد
این موجود کیست؟
که فروغ دین و ایمان است
این گل زیبا کیست؟
که حیات آب بی جان است
آری آری او کسی نیست
مادر
مادر شفای بغض دلها
شمیم عطر گلها
مادر کلید عشق و ایثار
طبیب قلب بیمار
مادر دوای خستگی ها
نشاط زندگی ها
مادر صفای باغ و بوستان
دلیل شوق یاران
مادر طنین خوش باران
شفای چشم گریان
مادر هر دم بوسه میزنم به دست و پای تو
جانم به فدایت عمرت فدا کردی به عهد و پیمانت
مادر شفای دردهای
بیا نجاتم ده از این همه رسوایی
مادر توای کلید قفل های بسته
برایم دعا کن به نزد مولایم علی
مادر چو تکیه گاهی برایم شو
چو سر پناهی برایم شو
بخوان باز در گوشم نوای لالایی
چقدر بگم مادر عزیز و والایی
روزای کاغذی
اشکای یواشکی
خنده های زورکی
این روزا دلم گریه ی تنهایی میخواد
نمیدونم چرا؟غم داره دنبالم میاد
هرجا که پا میزارم
مثل سایه باهام میاد
دلم میخواد با یکی حرف بزنم
غصه هامو خالی کنم فریاد بزنم
دلم میخواد دردمو به یکی بگم
میخوام اون یکی تو باشی عزیزم
روزای کاغذی
اشکای یواشکی
خنده های زورکی
غمامو ور می دارم
روی دوشم میزارم
میخوام از این جا برم
ولی باز تو رو یادم میارم
باز میای جلو چشام
اشکام دونه دونه میریزن رو گونه هام
دل من تو رو میخواد
آره توای که تنها نذاشتی تو غمام
تا خیالت به سرم میزنه
گریه م میگره
دل تنگم بی تو
آره میمیره
روزای کاغذی
اشکای یواشکی
خنده های زورکی
قاصدک برو پیش اون کسی که دلمو شکست
برو پیش اون کسی که هنوزم دوسش دارم
قاصدک
دلتنگی هامو براش ببر
شعرای ناتمومو براش ببر
قاصدک برو بهش بگو
رفتی و عاشقتو جا گذاشتی
روی تموم حرفات یک دفعه پا گذاشتی
قاصدک برو بهش بگو
دلم واسه چشات تنگ شده
دل دیوونم واست دلتنگ شده
قاصدک برو بهش بگو
دیدنت آرزوم شده
روزای عاشقی بدون تو حروم شده
قاصدک برو بهش بگو
هنوزم دوسش دارم
یادش و از یاد نمی برم
تو اگر میدانستی که چه طعمی دارد غصه از دست عزیزان خوردن از من تنهانمی پرسیدی که چرا تنهایی؟